کد خبر: ۳۵۶۵۵۳
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۰۰:۲۹ 08 January 2017
این زن که همراه شوهرش برای جدایی به دادگاه خانواده آمد، درباره علت درخواست جدایی به قاضی Judge شعبه 268 دادگاه خانواده گفت: دو سال است که با آرمان ازدواج کرده‌ام. من و آرمان همسن هستیم و آن زمان که با هم آشنا شدیم هردویمان 19 ساله بودیم.
ما در دوران بچگی عاشق شدیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم. هردو خانواده هم با این ازدواج مخالف بودند و به خاطر کم‌سن و سال بودنمان دوست نداشتند که این وصلت صورت بگیرد. اما من و آرمان عشق بچگی به سرمان زده بود و از تصمیم خود منصرف نشدیم. تا این‌که بالاخره خانواده‌ها هم مجبور به اعلام رضایت شدند. من و آرمان با هم ازدواج کردیم و زندگی مشترکمان شروع شد.
ولی تازه چند ماه پس از آغاز زندگی مشترک متوجه شدم که دست به چه اشتباهی زده‌ام. آرمان آنچه تصور می‌کردم نیست. او بچه است و رفتارهای بچگانه‌ای دارد. نمی‌تواند کار کند و هرجا که می‌رود به خاطر سر به هوایی اخراج می‌شود. مرتب با دوستانش بیرون می‌رود و وقتی هم اعتراض می‌کنم مثل بچه‌ها قهر می‌کند. او حتی یک ذره هم زندگی‌مان را جدی نگرفته و فقط به فکر تفریح و شوخی است. از قهر کردن‌هایش هم که نگویم بهتر است. مثل بچه‌ها می‌ماند، کافی است به او بگویم بالای چشمت ابروست، آن وقت قهر می‌کند و باید کلی منت کشی کنم. دو سال است که دارم تحمل می‌کنم، ولی دیگر فایده‌ای ندارد.
در ادامه مرد جوان نیز به قاضی گفت: راستش آقای قاضی من نمی‌توانم از پس زندگی مشترک بر بیایم. احساس می‌کنم هنوز جوان و کم‌سن و سال هستم. از ازدواج پشیمانم. خیلی زود بود که زیر بار مسئولیت بروم. نفسیه هم که مرتب از من توقع دارد و حتی یک لحظه هم آرام نمی‌گیرد. زندگی مشترک آن چیزی که تصور می‌کردم نبود و خیلی سخت‌تر از این حرف‌هاست. برای همین من هم تصمیم به جدایی دارم.
در پایان تلاش قاضی برای منصرف کردن این زوج از جدایی بی‌نتیجه ماند و در نهایت حکم طلاق صادر شد.
برچسب ها: طلاق ، اخبار حوادث
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار