کد خبر: ۳۷۵۵۱۰
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۰:۱۴ 11 February 2017
این سؤال برای اقشاری از مردم ، و بویژه برای قشر دانشگاهی و روشنفکر، به عنوان سؤالی  حیاتی مطرح  است که آیا انقلاب اسلامی در این سی و هشت سال ،  تأثیرمثبتی بر زندگی مردم ایران در ابعاد مختلف اقتصادی اجتماعی و رفاهی ایجاد کرده است یا نه ؟ 

هواداران انقلاب  نباید از این سؤال رنجیده شوند و بگویند بدیهی است که انقلاب ، اثر داشته و مثال هائی هم از استقلال سیاسی ایران ، یا موقعیت منطقه ای ایران بیاورند . باید به سؤال ، در همان حوزه ای که مطرح شده پاسخ قانع کننده داد .

آنها که این سؤال را مطرح می کنند عمدتا منظورشان موفق یا ناموفق بودن انقلاب در ایجاد رفاه عمومی و سطح زندگی انسانها است . با تأکید بر استقلال سیاسی و جایگاه منطقه ای که در جای خود بسیار مهم است نمی توان یک پرسشگرتحصیلکرده دانشگاهی یا حوزوی را که در جستجوی توسعه ی انسانی است قانع کرد ، او در همان موضوع مورد نظر خود پاسخ می خواهد ، آنهم پاسخی علمی و مستند و فارغ از احساسات . این سؤال اختصاص به یک قشر خاص ندارد ،حتی بسیاری از نیروهای انقلابی هم در بسیاری از مواقع ، در حالی که از انقلاب دفاع میکنند درمورد این که زندگی مردم بهبود پیدا کرده یا نه  دچار تردید و نگرانی اند و مستندات کافی برای رفع نگرانی در اختیار ندارند و لذا  در جلسات خصوصی این نگرانی را بیان میکنند .  آنها با وجود آنکه هوادار انقلابند خود در این مقوله  نیاز به کمک و نیاز به پاسخ قانع کننده دارند .

تردیدی نیست که در جامعه و نظام کنونی ، نقاط قوت و ضعف وجود دارد . باید آنهارا  واقع بینانه شناخت و عالمانه و منصفانه مورد بررسی قرار داد . باید از انتقادهاو سؤالات دلسوزانه استقبال کرد و با مطالعه و تحقیق ، پاسخ های منصفانه و قانع کننده به جامعه ارائه داد . متأسفانه  ، رسانه ها در این سی و هشت سال نتوانسته اند به شایستگی  این نیاز جامعه و به ویژه جامعه تحصیلکرده را پاسخ دهند و اکثرا هر سال در سالگرد انقلاب ، حجم وسیعی از مطالب مفید ولی تکراری را که نوعی یاد آوری خاطرات انقلاب است و در جای خود ارزشمند  است به جامعه انتقال می دهند که عمدتا خوراکی برای احساسات مردم است نه برای عقلهای  آنها  .

اینگونه تبلیغات ،اگرچه لازم و مفید است ولی  پاسخ سؤالات مردم نیست . نسل جوان و تحصیلکرده ، به حق ، سؤالاتی در مورد انقلاب دارد که باید رسانه ها ، آن سؤالات را به طور جد و بدون پرده پوشی،  جستجو وشناسائی کنند ، به آنها اهمیت و  بها دهند و عالمانه و خردمندانه به آنها پاسخ گویند . همانگونه که شناخت نقائص ، نارسائی ها و ضعفها و شناخت علل به وجود آمدن آنها و راه های رفع آنها مهم است و رسانه ها در این حوزه مسئولیت تراز اول دارند ، شناخت نقاط قوت و موفقیت ها نیز از اهمیت بالائی برخوردار است . عدم توجه به نقاط قوت و غرق شدن ذهن ، درنقاط ضعف ، ما را از واقع بینی و علاج اندیشی صحیح دور میکند  . متأسفانه مشاهده می شود که توجه و تمرکز ذهنها بر روی نقاط ضعف و غفلت از نقاط قوت سبب شده نوعی خود کم بینی  جامعه را فرا گیرد .

این بلیه حتی  در بین دوستداران انقلاب ، به دلیل شدت دلسوزی که  برای کشور و ملت دارند ، و  نقائص و ضعف ها را  تخریب کننده انقلاب و نظام می دانند و اهمیت بسیار برای آن قائل اند مشاهده می شود ،  ، تمرکز آنها بر روی نواقص و ضعف ها به تدریج تبدیل به عادتی دائمی شده . توجه کافی به نقاط ضعف  که البته در جای خود قابل تحسین است ، اگر توأم  با بی توجهی به نقاط قوت باشد ،خود یک بلیه است که اگر مرتفع نشود ، خسارات جبران ناپذیری برای انتقاد کننده و انتقاد شونده خواهد داشت . اینگونه نگاه یکسویه به مسائل کشور ، چه بخواهیم و چه نخواهیم  به مرور تصویری تاریک و سیاه از انقلاب و نظام در ذهن ها پدید می آورد که اصلاح آن گاه غیر ممکن خواهد بود . رقابت های  جناح های سیاسی 
سرعت رشد توسعه انسانی ایران در این 32 سال دو برابر میانگین سرعت رشد کشور های هم تراز خود بوده است . ایران در این سیر تکاملی موفق شد در سال2009 (1388) از جمع کشور های دارای توسعه انسانی متوسط فراتر رفته و به جرگه کشورهای دارای توسعه انسانی زیاد وارد شود
هم معمولا  مزید بر علت است و سبب می شود هر جناح ،  ضعف های عملکرد طرف مقابل در مدیریت امور را مطرح و از بیان قوت های نظام اسلامی غفلت کند  و ازین طریق ناخواسته  به منفی بینی و منفی گوئی رایج ، دامن زند .  بسیاری از ریزش های نیروهای انقلاب ، حاصل همین تمرکز بر نقاط منفی و بی توجهی به نقاط مثبت است که به مرور دلسردی و نا امیدی و سپس بد بینی و بریدگی ایجاد می کند .

بیگانگان و تریبون های داخلی آنها ، اگر بر اساس خصومت ذاتی ، متمرکز بر نقاط ضعف جمهوری اسلامی باشند و ضعف ها را با بزرگنمائی ، و دروغ پردازی ، صدها باربه شکل های مختلف بازگو کنند و عامدانه نقاط قوت را بپوشانند  تعجبی نیست ، اما دوستان انقلاب اگر در منفی بینی و منفی گوئی ، رفتاری مشابه دشمن داشته و تمام ذهنشان انباشته از نقاط ضعف  و عمدتا خالی از نقاط قوت باشد جای نگرانی است . در این حالت ، بدون تردید ، عملکرد و تبلیغات دوستان انقلاب ، ندانسته  در جهت منافع دشمن قرار می گیرد . این که یک فرد انقلابی در سخنان خود رهبر انقلاب را استثناء کند و بقیه ی کشور را سیاه ببیند و سیاه نشان دهد ، خدمت نیست ، بلکه خواسته یا ناخواسته به این معنا است که انقلاب اسلامی در این سی و هشت سال برای ساختن کشور ناموفق بوده است  .

چشم پوشی از نقاط قوت ،اگر از سوی دشمن باشد  ، یک تجاهل عامدانه و یک راهبرد تخریبی حساب شده تبلیغاتی است ، ولی از سوی دوستان ، یک غفلت و یک خطای راهبردی بسیار خطرناک و پر خسارت است که باید آن را علاج کرد  .  واقعیت ها را چه منفی باشند چه مثبت باید واقع بینانه  دید و باید در نظر داشت و به آنها پرداخت و از هر کدام غفلت شود تبعاتی سنگین برای جامعه به دنبال دارد .

برخی از نیروهای انقلاب ، رسالت خود را و محبوبیت خود را درانتقاد کردن و بیان نقاط ضعف می دانند و از بیان نقاط قوت انقلاب و نظام  پرهیز می کنند و توجه ندارند که این نوع تبلیغ که با هدف بیداری جامعه و تقویت حساسیت ها انجام می شود ، به تدریج جامعه را  به نا امیدی و دلسردی از اصل انقلاب سوق می دهد  . همواره باید تعادل و تناسب لازم را که در عالم واقع میان  نقاط قوت و ضعف وجود دارد شناخت و رعایت کرد ،  نسبت میان آنها و سیرو  روند حرکت هرکدام را  درک کرد و تصویری صحیح و به دور از افراط و تفریط از وضع موجود ارائه داد . همواره باید در نظر داشت که تمرکز یکسویه بر نقاط ضعف به ویژه اگر با اغراق همراه باشد، حتی اگراز روی خیر خواهی باشد ،  نوعی خیانت به انقلاب است و حاصلی جز تخریب چهره زیبای انقلاب و دلسردی  و ناامیدی و بد بینی نخواهد داشت  . آرمانگرائی و میل به ایده آلها اگرچه موتور محرکه هر انقلاب و هر ملتی است ، ولی گاه در اثر اشتباه در فهم ، موجب غفلت از واقع بینی می شود و فرد را در ذهنیات ، غرق میکند . آرمانخواهی آنگاه مفید و کارساز است که با درک واقعیت های محیطی همراه باشد ، در غیر این صورت موجب  انتظارات دور از واقع و توقعات خارج از توان جامعه و شکست در حرکت  خواهد بود .

آرمانگرائی و ایده آل خواهی که از ضروریات هر حرکت است ، اگر فاقد واقع بینی در شناخت نقاط ضعف و قوت  و فاقد برنامه واقع بینانه متکی بر این شناخت و غافل از قانون تدریج و تدرج باشد ، در همان گامهای اول با  شکست مواجه خواهد شد .  دشمنان آگاه و متأسفانه دوستان ناآگاه معمولا  با مقایسه انقلاب نوپای ایران ، با انقلاب هائی  که صد سال یا دویست سال  از عمرشان گذشته ، این سؤال را ایجاد  می کنند که چرا موقعیت کنونی ما ، مشابه موقعیت  آن کشورها نیست و بلافاصله این نتیجه گیری را در ذهن ها شکل می دهند   که انقلاب  اسلامی نا موفق بوده است .

این هم نوعی منفی گرائی کلان است که ظاهری حق به جانب دارد و مخاطبان را به قضاوتی مدیریت شده سوق می دهد  . عقل و انصاف وحتی روش علمی ،حکم می کند،  انقلاب فرانسه یا انقلاب امریکا را در سی و هشتمین سال پیروزیش بشناسیم  و با سی و هشتمین سال انقلاب خودمان مقایسه کنیم و ببینیم انقلاب سی و هشت ساله ی ما ، در مقایسه با سی و هشت سالگی  آنها چه نقاط قوت و ضعفی دارد . هر انقلابی الزاما باید مراحل رشد و کمال خود را به تدریج  و منزل به منزل طی کند . اگر چه گاه امدادهای الهی به میدان می آید و جهشی ایجاد می کند ولی روال طبیعی همان سیر تدریجی است که  برخی عوامل می توانند سرعت آن را کند و یا تند کنند .انقلاب اسلامی هم از این قاعده مثتثنی نیست و باید در همه ابعاد ، توقعات خود را با مراحل رشد آن تطبیق داد و نقاط قوت و ضعف را متناسب با همان مرحله رشد که در آن .واقع است ارزیابی کرد تا نتیجه ای صحیح و منصفانه حاصل شود . اکنون به سؤال ابتدای نوشته باز می گردیم ، آیا انقلاب اسلامی در عمل موفق بوده و توانسته در زندگی مردم تأثیر مثبتی ایجاد کند . برای پاسخ دادن به این سؤال ابتدا  باید مرجع و منبع اطلاعات خود را طوری انتخاب کنیم که مخاطب ، اطلاعات  را جانبدارانه تلقی نکند ، و اعتبار آن را به رسمیت بشناسد  .

به عنوان یک نمونه 
با مطالعه دقیق گزارش توسعه انسانی سازمان ملل وبا توجه به سرعت رشد ایران و انجام یک محاسبه ریاضی ساده ، هیچ تردیدی برای دوست و دشمن باقی نمی ماند که ایران ظرف چند دهه آینده ، از نظر توسعه انسانی که کامل ترین شاخص توسعه است ، جزء قدرت های تراز اول جهان خواهد بود
، به سراغ گزارش های کلان  سازمان ملل متحد که تجمیع گزارش های جزئی است و یکی از معتبرترین منابع جهانی محسوب میشود می رویم  . دفتر توسعه ی انسانی سازمان ملل متحد موظف است در هر سال  ، نمره و رتبه ی توسعه انسانی صد و هشتاد کشور جهان را محاسبه و اعلان کند . شاخص توسعه انسانی ، تجمیع شاخص های توسعه ، در حوزه های مختلفی مثل اقتصاد ، بهداشت ، تحصیلات ، رفاه ، امید به زندگی ، اشتغال ، مسکن ، در آمد سرانه ، شکاف طبقاتی ، حقوق مدنی ، جایگاه علمی ، امید به زندگی و محیط زیست   است  . شاخص توسعه انسانی سازمان ملل در حال حاضر کامل ترین و جامع ترین شاخص علمی و تخصصی  است که در سطح جهان پذیرفته شده و مورد بهره برداری  محافل تحقیقاتی دنیا قرار دارد .

معمولا گزارش مربوط به هر سال در سال بعد منتشر می شود و ، سندی بسیار معتبر حتی برای سرمایه گذاران بین المللی محسوب میشود . مشاهده  آخرین گزارش این مرکز که متعلق به سال 2015 است و اخیرا منتشر شده و مقایسه این گزارش با گزارشهای قبلی و به ویژه با گزارش های مربوط به سالهای قبل از پیروزی  انقلاب اسلامی ، می تواند تصویری کلان از عملکرد انقلاب اسلامی ارائه دهد که گزیده ای از آن تقدیم می گردد . در جزئیات این گزارش نقاط ضعف و قوت هر کشور قابل مشاهده است ولی جمع بندی امتیازهای جزئی و تبدیل آن به یک معدل و عدد نهائی برای هر کشور ، این امکان را به ما می دهد که قضاوتی کلی در مورد عملکرد انقلاب اسلامی به دست آوریم .

بر اساس گزارش های دفتر توسعه سازمان ملل ،  ایران در سال 1356 که آخرین سال حکومت پهلوی است از نظر توسعه انسانی ، جزء کشورهای دارای توسعه متوسط بوده و معدل نهائی  آن برابر با معدل کنونی کشور های غنا و کنیا بوده است . یعنی هرکس می خواهد موقعیت ایران در آخرین سال حکومت پهلوی را مشاهده کند باید امروز به کشور های غنا و کنیا سفر کند . در آن سال ایران در جایگاهی پائینتر از ازبکستان و اردن قرار داشته است . این در حالی است که حکومت پهلوی روزانه شش میلیون بشکه نفت تولید می کرد و قیمت نفت از سال 1352 به چهار برابر افزایش یافته بود و جمعیت کشورنیز نصف جمعیت امروز بود . پس از انقلاب شاخص توسعه انسانی ایران به سرعت رشد کرد و سرعت رشد در حدی بود که در بعضی از سال ها مقام اول جهانی و در سال گذشته مقام دوم جهانی پس از کره جنوبی را به خود اختصاص داد .

میانگین سرعت رشد توسعه انسانی ایران در این 32 سال  دو برابر میانگین سرعت رشد کشور های هم تراز خود بوده است . ایران در این سیر تکاملی موفق شد در سال2009 (1388)  از جمع کشور های دارای توسعه انسانی متوسط فراتر رفته و به جرگه کشورهای دارای توسعه انسانی زیاد وارد شود وامروز در میان این چهل کشور نیز معدلش از میانگین معدل این کشورها  فراتر رفته و به سمت گروه کشورهای دارای توسعه بسیار زیاد که بالاترین مرحله  جدول توسعه انسانی است نزدیک می شود .  امروز ایران از نظر شاخص توسعه انسانی سازمان ملل  در مقامی فراتر از چین ، هند ، ترکیه ، آفریقای جنوبی ، اندونزی ،  و برزیل قرار گرفته است .

ایران در سال 1356 که آخرین سال حکومت پهلوی بود از نظر شاخص توسعه انسانی در بین 180 کشور جهان در رده 130 جدول قرار داشت ولی در گزارش  مربوط به سال 2015 ( 1394) به رتبه 69 صعود کرده یعنی طی 38 سال پس از انقلاب ، موفق شده از 61 کشور جهان سبقت بگیرد  و به سمت صدر جدول که کشور های دارای توسعه بسیار زیاد قرار دارند پیش برود . بالا بودن سرعت رشد ایران که بیش از دوبرابر متوسط جهانی است ، اگرانشاءالله در سال های بعد هم ادامه یابد ، ایران  در سال 2030 (1409شمسی ) وارد جمع  کشورهای دارای توسعه بسیار زیاد که به کشور های توسعه یافته معروف اند می شود .

در سال 1357 ما آرزو داشتیم کشورمان از نظر توسعه انسانی شبیه کشوری مثل آلمان باشد .بر اساس گزارش توسعه انسانی سازمان ملل ، ایران ، امروز پس از 38 سال تلاش ،   به رتبه ای که آلمان در سال 1357 داشت رسیده است .سرعت رشد دو برابری  توسعه انسانی ایران در مقایسه با میانگین سرعت رشد دیگر کشورها ی هم تراز اگر ادامه یابد ، ایران در سال 2035  از نظر معدل شاخص توسعه انسانی از  ژاپن سبقت خواهد گرفت  .

باید باور کنیم که  ، انقلاب اسلامی ، ظرفیتی را ایجاد کرده که  ایران بتواند از وضعیتی شبیه کنیا به موقعیتی مثل ژاپن برسد و از ژاپن نیز عبور کند . این سرعت رشد  درحالی  حاصل شده و آینده ای روشن را نوید می دهد  که دشمن برای ایجاد اخلال در آن ، هر مانعی اعم از کودتا ،جنگ و تحریم  را بر سر راه ملت ایران ایجاد کرد و اگر نبود این موانع ، امروز ایران جزء کشورهای دارای توسعه انسانی بسیار بالا بود . با مطالعه دقیق گزارش توسعه انسانی سازمان ملل وبا  توجه به سرعت رشد ایران و انجام یک محاسبه ریاضی ساده ، هیچ تردیدی برای دوست و دشمن باقی نمی ماند که ایران ظرف چند دهه آینده ، از نظر توسعه انسانی که کامل ترین شاخص توسعه است ، جزء قدرت های تراز اول جهان خواهد بود  . باید پذیرفت که با جمع بندی دقیق و کارشناسی  همه نقاط قوت و ضعف  ، انقلاب اسلامی یک تجربه  موفق بوده است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: